طاح
🌐 او افتاد.
«طاح» در عربی عامیانه و نیز در برخی کاربردهای محاورهای به معنای «افتاد، سقوط کرد، بر زمین افتاد» است. این واژه حالت افتادن یا از پا درآمدن را میرساند.
فعل (verb)
📌 پرسه زدن.
📌 گم شدن
📌 گمراه شدن
جمله سازی با طاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طاح الصندوق من أعلى الرف عندما هزته الرياح بقوة في الغرفة.
وقتی باد به شدت در اتاق پیچید، جعبه از بالای قفسه افتاد.
💡 طاح الباب القديم فجأة بسبب ضعف المفصلات وعدم صيانته منذ سنوات.
درب قدیمی به دلیل لولاهای ضعیف و عدم نگهداری در طول سالها، ناگهان افتاد.
💡 طاح الرجل أرضًا بعد أن تعثر بالحجر في الطريق الضيق.
مرد پس از اینکه پایش به سنگی در مسیر باریک گیر کرد، به زمین افتاد.