ضمخ

🌐 مومیایی کردن

«ضَمْخ» به معنای آغشتن، آلودن یا پر کردنِ فضا با بوی شدید و خوشبو است؛ مثلاً «ضَمَخَ الثوبَ بالمسك» یعنی «لباس را با مُشک خوشبو کرد». این واژه بیشتر درباره پخش شدن بوی عطر، مُشک یا هر مادهٔ معطرِ قوی به‌کار می‌رود.

جمله سازی با ضمخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يقالُ إنَّ الزهورَ في الحديقةِ ضمخ أجواءَ الحفلِ بنفحاتٍ منعشةٍ.

گفته می‌شود گل‌های باغ، فضای مهمانی را با عطرهای دل‌انگیز پر کرده بودند.

💡 ‬ضمخ يديه في بودرة التلك‬ ‫الموضوعة في إناء مستدير تحت السرير ثم وقف وقدماه متالصقتان‬ ‫وظهره مستقيم وأخذ عدة أنفاس عميقة‪

دستانش را در پودر تالکی که در ظرف گردی زیر تخت گذاشته شده بود فرو برد، سپس با پاهای جفت شده و کمر صاف ایستاد و چند نفس عمیق کشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران