ضالة

🌐 گمشده

«ضالة» یعنی چیز گمشده، گمشده‌ی حیوان، مالِ پیدا نشده، یا هر چیزی که از صاحبش جدا شده باشد. در عربی همچنین به چیزی که انسان در جست‌وجوی آن است و آن را از دست داده، «ضالة» می‌گویند؛ مانند «الضالة» یعنی «گمشده». در فارسی نزدیک به «گمشده» یا «مالِ گم‌شده» است.

جمله سازی با ضالة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بحثت الطفلة عن ضالة لها في السوق حتى عثرت عليها عند البائع.

کودک در بازار به دنبال گمشده‌اش گشت تا اینکه آن را نزد فروشنده پیدا کرد.

💡 كن حذرًا أثناء جري الصباح؛ قد تكون هناك كلاب ضالة تتجول في المنطقة.

هنگام دویدن صبحگاهی مراقب باشید؛ ممکن است سگ‌های ولگرد در آن منطقه پرسه بزنند.

💡 ولا يوجد بها سوى حارس وكلاب ضالة تستقبل الزوار.

فقط یک نگهبان و سگ‌های ولگرد برای استقبال از بازدیدکنندگان وجود دارد.

💡 كانت ضالة العلم واضحة في صوته حين تحدث بثقة عن موضوعه المفضل.

شور و شوق علمی در صدایش هویدا بود، وقتی با اعتماد به نفس درباره موضوع مورد علاقه‌اش صحبت می‌کرد.

💡 بموقف حامي، واجه الكلب الحارس قطة ضالة قرب السور.

سگ نگهبان در حالت تدافعی، نزدیک فنس با یک گربه ولگرد روبرو شد.

💡 وجد الرجل ضالة صغيرة قرب الباب، فحملها إلى صاحبها بعد السؤال عنها.

مرد، شیء کوچک گمشده‌ای را نزدیک در پیدا کرد، پس از پرسیدن درباره‌اش، آن را به صاحبش رساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران