صلع

🌐 طاسی

«صلع» به معنای کچلی یا بی‌موییِ سر است؛ یعنی جایی از سر که مو ندارد. این واژه هم می‌تواند برای خودِ حالت بی‌مویی و هم برای شخص کچل به کار رود. در فارسی معادل آن «کچلی» یا «بی‌مویی سر» است.

اسم (noun)

📌 طاسی

📌 طاسی الگودار

📌 آلوپسی

📌 ریزش مو

فعل (verb)

📌 کچل باشی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 طاس

جمله سازی با صلع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تساقط الشعر، نمط صلع الذكور بشكل خاص، هو مشكلة شائعة.

ریزش مو، به خصوص طاسی با الگوی مردانه، یک مشکل شایع است.

💡 بدأ صلع مبكرًا يخفف كثافة شعره منذ بداية الثلاثينيات.

موهای او از اوایل سی سالگی شروع به نازک شدن کرد.

💡 لا يعيق صلع الرجل من أن يظل أنيقًا وواثقًا.

طاسی یک مرد مانع از شیک و با اعتماد به نفس ماندن او نمی‌شود.

💡 أعطى هذا التأثير شركات الأدوية سبب للنظر في صلع الذكور.

این اثر به شرکت‌های داروسازی دلیلی داد تا به بررسی طاسی الگوی مردانه بپردازند.

💡 لاحظ الطبيب علامات صلع وراثي لدى بعض أفراد العائلة.

پزشک متوجه علائم طاسی ارثی در برخی از اعضای خانواده شد.

💡 الحصول في النهاية على مظهر غير طبيعي بسبب احتمالية ظهور بقع صلع جديدة.

در نهایت، این امر می‌تواند به دلیل احتمال ظهور تکه‌های طاس جدید، منجر به ظاهری غیرطبیعی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران