صدام

🌐 صدام

این واژه می‌تواند به معنای برخورد شدید، ضربه یا تصادم باشد؛ یعنی دو چیز با هم به‌طور سخت تماس پیدا کنند. در برخی کاربردها نیز به معنای درگیری یا اصطکاک میان افراد یا اشیا به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 صدام

📌 درگیری

📌 برخورد

📌 سپر

📌 تصادف

جمله سازی با صدام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أدّى سوء الفهم إلى صدام كلامي بين الطرفين.

این سوءتفاهم منجر به درگیری لفظی بین دو طرف شد.

💡 لو ما كان في شوية ويكة وقمح في المخزن كان‬ ‫ماتوا بالجوع لغاية ما بوش يمرق صدام من الكويت!

اگر کمی بامیه و گندم در انبار نبود، تا زمانی که بوش صدام را از کویت بیرون کند، آنها از گرسنگی مرده بودند!

💡 ‬أو‬ ‫اص منه‬ ‫وذلك قُبيل وقوع حادث من صدام حتمي ال َم ْع ًدى عنه وال َمنَ َ‬ ‫ٍ‬ ‫يأس‬ ‫عربة‪

یا به طور خاص‌تر، این قبل از وقوع یک تصادف اجتناب‌ناپذیر است و وسیله نقلیه در حالت ناامیدی قرار می‌گیرد.

💡 حاولت الشرطة منع صدام آخر بين المتظاهرين والسلطات.

پلیس تلاش کرد از درگیری مجدد بین معترضان و ماموران جلوگیری کند.

💡 وقع صدام بين السيارتين عند التقاطع بسبب السرعة الزائدة.

دو خودرو به دلیل سرعت غیرمجاز در تقاطع با هم برخورد کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران