صخب

🌐 شلوغی

«صَخَب» به معنی سروصدا، هیاهو، شلوغی، فریاد و آشوبِ صوتی است. این واژه برای توصیف محیط پرجنب‌وجوش و پرصدایی به‌کار می‌رود و گاهی بار منفی دارد.

اسم (noun)

📌 شلوغی

📌 سر و صدا

صفت (adjective)

📌 با صدای بلند

اسم / فعل (noun / verb)

📌 شلوغی

📌 سر و صدا

📌 راکت

جمله سازی با صخب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روى الكاتبُ قصةَ اعرابيٍّ حكيمٍ عاش بعيداً عن صخب المدن.

نویسنده داستان یک بادیه‌نشین خردمند را روایت کرد که دور از هیاهوی شهرها زندگی می‌کرد.

💡 يحب بعض الناس العيش في مكان الاصي بعيدًا عن صخب المدن الكبيرة.

بعضی‌ها دوست دارند در یک جای دورافتاده و دور از شلوغی شهرهای بزرگ زندگی کنند.

💡 أحب الناس والهوا النقي في الجبال بعيدًا عن صخب المدينة.

من عاشق مردم و هوای تازه کوهستان، دور از شلوغی و هیاهوی شهر هستم.

💡 يفضل بعض الناس قضاء الايام علی الجبل هربًا من صخب المدن والازدحام.

برخی افراد ترجیح می‌دهند روزهای خود را در کوهستان بگذرانند تا از شلوغی و ازدحام شهرها و جمعیت فرار کنند.

💡 لا أستطيع التركيز في العمل بسبب صخب الشارع المستمر.

به دلیل سر و صدای مداوم خیابان، نمی‌توانم سر کار تمرکز کنم.

کلمات مرتبط