اتو
🌐 اتو
این واژه در عربی فصیح معمولاً بهصورت مستقل واژهای پرکاربرد نیست و در فارسی بیشتر بهعنوان پیشوندِ «خودـ» در واژههایی مثل «اتوماتیک» یا بهصورت شکل نوشتاریِ بخشی از واژههای علمی دیده میشود. گاهی هم در زبانهای دیگر یا در نوشتارهای غیررسمی دیده میشود. بنابراین معنای مستقل و قطعی عربی برای آن روشن نیست.
اسم (noun)
📌 اتو
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آتو
جمله سازی با اتو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف الرجل أمام اتو السيارة ينتظر السائق.
مرد جلوی ماشین ایستاده بود و منتظر راننده بود.
💡 تعطلت اتو العائلة في الطريق واضطروا إلى الاتصال بالميكانيكي.
ماشین خانواده در راه خراب شد و آنها مجبور شدند با یک مکانیک تماس بگیرند.
💡 ركب الأطفال في اتو المدرسة صباحًا بانتظام.
بچهها صبحها مرتباً سوار اتوبوس مدرسه میشدند.