اتمک
🌐 من تمام کردم
«اتمک» از ریشه «تمک / تمكّن» احتمالاً به معنای «توانا شدن، قدرت یافتن، امکان پیدا کردن» است. این شکل بهتنهایی نادر است و شاید صورت کوتاهشده یا اشتباهنویسیِ «تمكّن» باشد. در کاربرد معنایی، نزدیکترین ترجمه: «توانست، قدرت یافت، امکان پیدا کرد».
جمله سازی با اتمک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاولَ كثيرًا لكنه لم اتمک من فتحِ البابِ.
او بارها تلاش کرد، اما نتوانست در را باز کند.
💡 بعدَ تدريبٍ طويلٍ، اتمک من قيادةِ السيارةِ بثقةٍ.
بعد از یک دوره طولانی آموزش، توانستم با اعتماد به نفس ماشین را برانم.
💡 لم اتمک من إنهاءِ المهمةِ في الوقتِ المحددِ.
نتوانستم کار را در زمان تعیین شده انجام دهم.