شدق

🌐 گونه

«شَدْق» در عربی به معنای «کناره یا گوشه دهان» است، و همچنین می‌تواند به سمت یا جانبِ صورت اشاره کند. در کاربردهای ادبی و کلاسیک، این واژه برای توصیف دهان، لب‌ها یا کناره‌های آن به کار می‌رود. گاهی هم در ترکیب‌های استعاری برای بیان حالت باز بودن دهان یا سخن گفتن استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 فک

جمله سازی با شدق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظَ الطبيبُ احمرارَ شدقِ المريضِ أثناءَ الفحصِ وسألهُ عن سببِ الألم.

پزشک هنگام معاینه متوجه قرمزی گونه بیمار شد و از او در مورد علت درد پرسید.

💡 هنالك أرسل الى الامام علي رسالة قال فيها: انك لو كنت في شدق الأسد، لأحببت أن أدخل معك فيه...

در آنجا او پیامی برای امام علی فرستاد که در آن گفته بود: اگر در کام شیر بودی، دوست داشتم با تو وارد شوم...

💡 جلسَ الرجلُ صامتًا وقد ظهرتْ آثارُ التعبِ على شدقَيه بعدَ يومٍ طويلٍ من العمل.

مرد ساکت نشسته بود و نشانه‌های خستگی پس از یک روز کاری طولانی روی گونه‌هایش نمایان بود.

💡 اتسعَ شدقُ الطفلِ من الضحكِ حينَ سمعَ النكتةَ التي رواها والدهُ في المساء.

وقتی کودک لطیفه‌ای را که پدرش عصر تعریف کرده بود شنید، از خنده دهانش باز ماند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران