شاشة
🌐 یک صفحه نمایش
اسم (noun)
📌 صفحه نمایش
📌 نمایش
📌 مانیتور
جمله سازی با شاشة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرت نجوم صغيرة من الضوء على شاشة الهاتف في الظلام.
ستارههای کوچک نورانی در تاریکی روی صفحه گوشی ظاهر شدند.
💡 توجهت إلى شاشة الهاتف عندما سمعتُ صوت الإشعار في منتصف الاجتماع.
وسط جلسه که صدای نوتیفیکیشن را شنیدم، به سمت صفحه گوشیام برگشتم.
💡 أضاءت شاشة الهاتف الغرفةَ الصغيرةَ حين اتصل به صديقه بعد منتصف الليل.
وقتی دوستش بعد از نیمه شب با او تماس گرفت، صفحه تلفن اتاق کوچک را روشن کرد.
💡 كانت وعيناک متعبتين بعد السهر الطويل أمام شاشة الحاسوب.
چشمهایت بعد از بیدار ماندن تا دیروقت جلوی صفحه کامپیوتر خسته شده بودند.
💡 لمست ْ الفتاة شاشة الهاتف بحذر حتى لا تسقطه من يدها.
دختر با دقت صفحه گوشی را لمس کرد تا از دستش نیفتد.
💡 تظهر الرسالة بوضوح على شاشة الحاسوب الكبيرة.
این پیام به وضوح روی صفحه نمایش بزرگ کامپیوتر ظاهر میشود.
💡 شاهدت جودی علی شاشة الكمبيوتر لتراجع البريد الإلكتروني قبل بدء العمل.
جودی قبل از شروع کار، به صفحه کامپیوتر نگاه کرد تا ایمیلش را چک کند.
💡 عرض المتحف شمایله على شاشة كبيرة لتسهيل دراسة التفاصيل.
این موزه ویژگیهای خود را روی یک صفحه نمایش بزرگ نمایش میداد تا مطالعه جزئیات را تسهیل کند.
💡 ظهر الإعلان الجديد على شاشة التلفاز قبل بدء المباراة مباشرة.
این تبلیغ جدید درست قبل از شروع مسابقه از تلویزیون پخش شد.
💡 شاهدتُ فيلمًا قديمًا على شاشة تتر العرض الإعلاني في القاعة.
من یک فیلم قدیمی را روی پرده تبلیغاتی سینما تماشا کردم.