سيطر

🌐 کنترل

این واژه از ریشهٔ «سيطر» به معنی «چیره شدن، مسلط شدن، کنترل کردن» است. «سيطر» در گذشته / ماضی به معنای «مسلط شد» یا «کنترل کرد» به‌کار می‌رود، و مفهوم آن برتری و غلبه بر چیزی یا کسی است؛ مثلاً «سيطر الجيش على المدينة» یعنی «ارتش بر شهر مسلط شد».

فعل (verb)

📌 کنترل

📌 تسلط داشتن

📌 تصاحب کردن

📌 نگه داشتن

📌 تجاوز کردن

📌 گرفتن

جمله سازی با سيطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاولتُ أن أقرأ كتابًا جديدًا لأتخلص من الملل الذي سيطر عليّ مساءً.

سعی کردم کتاب جدیدی بخوانم تا کسالتی که عصر مرا فرا گرفته بود، از بین برود.

💡 في لحظات قصيرة، سيطر الدخان على الممرات داخل المبنى.

در عرض چند لحظه، دود راهروهای داخل ساختمان را پر کرد.

💡 الخوف من المغول سيطر على كل النفوس قبل محاربتهم حتى.

ترس از مغول‌ها حتی قبل از جنگیدنشان همه را فرا گرفته بود.

💡 ‫وكل اللي سيطر على وليد أنه قرب يتحرم من روني‪.

تنها چیزی که ولید را کنترل می‌کرد این بود که در شُرُفِ از دست دادن رونی بود.

💡 كادت السيارةُ تنزلقُ بسبب المطر، لكن السائقَ سيطر عليها بسرعة.

ماشین به دلیل باران نزدیک بود لیز بخورد، اما راننده به سرعت کنترل خود را به دست گرفت.

💡 ‬ظلت ميتسي تتابع حديث الملك بابتسامة‬ ‫مجاملة وقد سيطر عليها إحساس غريب‪

میتسی با لبخندی مودبانه، در حالی که احساسی عجیب بر او غلبه کرده بود، همچنان به سخنان پادشاه گوش می‌داد.

کلمات مرتبط