سمق
🌐 سامق
این کلمه معمولاً به معنای تیرگی، سیاهی یا آمیختگی رنگ با کبودى / سبزىِ تیره در برخی متون لغوی آمده است. در بعضی استعمالها نیز میتواند به حالتی اشاره کند که چیزی از نظر رنگ یا ظاهر تیره و کدر شده باشد.
جمله سازی با سمق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الحديثِ عن الجبالِ، أشارَ الدليلُ إلى سمق القممِ وصعوبةِ الوصولِ إليها.
راهنما هنگام صحبت درباره کوهها، به ارتفاع قلهها و دشواری رسیدن به آنها اشاره کرد.
💡 ارتفعَ سمق البناءِ الجديدِ حتى صارَ واضحًا من آخرِ الشارعِ.
ارتفاع ساختمان جدید آنقدر بالا رفت که از انتهای خیابان به وضوح دیده میشد.
💡 وصفَ المهندسُ سمق الأشجارِ في الحديقةِ بعدَ سنواتٍ من العنايةِ.
مهندس ارتفاع درختان باغ را پس از سال ها مراقبت توصیف کرد.