سَفَّف

🌐 صفاف

این فعل به معنای نازک‌کردن، باریک‌کردن یا به‌صورت ریز و پراکنده درآوردن چیزی است؛ مثلاً چیزی را مانند رشته‌های نازک یا پرزهای باریک ساختن. در برخی کاربردها، مفهوم «پهن و پراکنده شدن» نیز از آن فهمیده می‌شود. بنابراین «سفف» با ریزکردن و نازک‌کردن ارتباط دارد.

جمله سازی با سَفَّف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلس الأطفال قرب الجدّ وهو سفف التمرَ على مهلٍ بعد صلاة المغرب.

بچه‌ها نزدیک پدربزرگ نشسته بودند و او بعد از نماز مغرب به آرامی خرماها را می‌خورد.

💡 كان الضيف سفف ما بقي من الطعام احترامًا لكرم المضيف.

مهمان به احترام سخاوت میزبان، آنچه از غذا باقی مانده بود را خورد.

💡 رأيت الرجل سفف بعض الأعشاب المجففة عند باب الدكان القديم.

مرد را دیدم که کنار درِ مغازه‌ی قدیمی داشت سبزی خشک می‌خورد.