سفري

🌐 سفر من

«سفري» می‌تواند به معنی «سفری» یعنی مربوط به سفر باشد؛ مانند لباس سفری، توشه سفری یا حال‌وهوای سفر. در عربی نیز شکل نسبتیِ مربوط به «سفر» به کار می‌رود و معنا را به چیزی وابسته به مسافرت یا راه‌پیمایی منتقل می‌کند. در فارسی، این واژه در ترکیب‌های روزمره و ادبی رایج است.

صفت (adjective)

📌 سفر کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفر من

جمله سازی با سفري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احتفظتُ بــ سفري في الحقيبة تحسبًا لأي طارئ أثناء الرحلة.

مدارک سفرم را در کیف گذاشتم تا در صورت بروز هرگونه مشکل در طول سفر، از آنها استفاده کنم.

💡 تعلّمتُ بعضَ العباراتِ في اللهجةِ المصرية خلالَ سفري إلى القاهرةِ.

من در سفرم به قاهره چند عبارت به لهجه مصری یاد گرفتم.

💡 أحببتُ دفتر سفري لأنه ساعدني على تدوين الملاحظات يومًا بيوم.

من عاشق دفتر خاطرات سفرم بودم چون به من کمک می‌کرد روز به روز یادداشت‌برداری کنم.

💡 أريد البقاء لليلة أخرى في الفندق لأن موعد سفري تأخر إلى الغد.

من می‌خواهم یک شب دیگر در هتل بمانم چون پروازم تا فردا به تأخیر افتاده است.

💡 كان جدول سفري مزدحمًا بالزيارات والاجتماعات الرسمية.

برنامه سفر من پر از دیدارها و جلسات رسمی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران