سرير
🌐 تخت
اسم (noun)
📌 تخت
📌 تشک
جمله سازی با سرير
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أريد أن أحجز غرفة لعائلة مع سرير إضافي للأطفال إذا كان ذلك متاحاً.
اگر امکانش باشد، میخواهم یک اتاق خانوادگی با تخت اضافی برای کودکان رزرو کنم.
💡 وضع الأب المصباح قرب سرير الطفل ليقرأ له قصة قبل النوم.
پدر چراغ را نزدیک تخت کودک گذاشت تا برایش قصه قبل از خواب بخواند.
💡 وامارس به حياة أخرى في غرفة ّ والذي أسميه سرير المرض
و من در اتاقی که آن را بستر بیماریام مینامم، زندگی دیگری را میگذرانم.
💡 نام المريض على سرير المستشفى بعد انتهاء الفحص الطبي.
بیمار پس از اتمام معاینات پزشکی، روی تخت بیمارستان دراز کشید.
💡 فابتسم بمكر وقال :أصل سرير األميرات وحشني أنا كمان.
لبخند شیطنت آمیزی زد و گفت: منم دلم برای تخت پرنسس ها تنگ شده.
💡 بقي الطفل نائماً في احضان في سرير أمه حتى الصباح.
کودک تا صبح در آغوش مادرش در رختخوابش خواب بود.
💡 جلس الطفل على سرير صغير قرب النافذة وبدأ يقرأ قصته المفضلة.
کودک روی تخت کوچکی نزدیک پنجره نشست و شروع به خواندن داستان مورد علاقهاش کرد.