سرب

🌐 گله

«سرب» در عربی به معنای «سرب، فلز سرب» است؛ همان فلز سنگین و نرم که در فارسی نیز همین معنا را دارد. در متون قدیم، گاه برای اشاره به چیزهای سنگین، کدر یا بی‌ارزش نیز به‌صورت استعاری به کار می‌رفته است. این واژه در علوم و فلزکاری نیز معنای مستقیم فلز سرب را دارد.

اسم (noun)

📌 اسکادران

📌 گله

📌 بوی

فعل (verb)

📌 نشت

📌 تراوش کردن

جمله سازی با سرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاهدَ الصيادُ سرب الأسماكِ يقتربُ من الشاطئِ في الصباحِ الباكرِ.

ماهیگیر صبح زود دسته ماهی‌ها را دید که به ساحل نزدیک می‌شدند.

💡 ‬توقف إقالع سرب القلق وما بقي منه إال شذرات تعابثني‪.

پرواز گله اضطراب متوقف شده است، و تنها چیزی که از آن باقی مانده، تکه‌هایی است که مرا به سخره می‌گیرند.

💡 مرَّ سرب السياراتِ بسرعةٍ في الشارعِ الرئيسيِّ بعدَ انتهاءِ المباراةِ.

کاروان ماشین‌ها پس از پایان مسابقه با سرعت در خیابان اصلی عبور کردند.

💡 حلقَ سرب من الطيورِ فوقَ الحقلِ عندَ الغروبِ في منظرٍ بديعٍ.

هنگام غروب آفتاب، دسته‌ای از پرندگان بر فراز مزرعه پرواز می‌کردند و منظره‌ای زیبا پدید آورده بودند.

💡 صدوا سرب الدبابير الذي اجتاح نزهتهم بحركات سريعة.

آنها با حرکات سریع، هجوم زنبورهایی را که به محل گردششان هجوم آورده بودند، دفع کردند.

💡 ‫سرب من شوارب كخفافيش ملتصقة بكهوف وضحكات ملونة‬ ‫ألطفال مدهوشين‪.

دسته‌ای از سبیل‌ها مانند خفاش‌ها به غارها چسبیده‌اند و خنده‌های رنگارنگ کودکان شگفت‌زده.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران