سحی
🌐 ساحی
این صورت بهتنهایی بسیار رایج و استاندارد نیست، اما در برخی منابع ممکن است بهعنوان شکل نزدیک به ریشههای مرتبط با «سَحْي / سَحِيّ» یا صورتهای لهجهای / قدیمی دیده شود. اگر مقصود «سَحِيّ» باشد، میتواند معنایی نزدیک به «بخشیدهشده، بازشده، یا رهاشده» داشته باشد، ولی بدون بافت دقیق، معنی قطعی آن روشن نیست.
جمله سازی با سحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلس الصياد قرب نهر سحی ينتظر بزوغ الفجر.
ماهیگیر نزدیک رودخانه ساهی نشسته بود و منتظر سپیده دم بود.
💡 في الليل، بدا الطريق سحی وباردًا تحت ضوء القمر.
شبها، جاده زیر نور ماه تاریک و سرد به نظر میرسید.
💡 مررنا بوادي سحی تغطيه الحجارة الصغيرة بعد المطر.
از درهای که پس از باران پوشیده از سنگهای کوچک بود، گذشتیم.