سحف
🌐 خزیدن
این واژه در برخی کاربردها به معنای «پوست کندن»، «تراشیدن سطح»، یا چیزی شبیه «ورقهورقه کردن» آمده است. همچنین ممکن است در بعضی فرهنگها واژهای نادر یا محلی باشد و معنی آن بسته به منبع فرق کند.
جمله سازی با سحف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف الرعاة عند سحف الوادي بانتظار أن تهدأ العاصفة.
چوپانان در پایین دره ایستاده بودند و منتظر بودند تا طوفان فروکش کند.
💡 في الصحراء، كان سحف الرمل يلمع تحت أشعة الشمس القوية.
در بیابان، تپههای شنی زیر پرتوهای شدید خورشید میدرخشیدند.
💡 مرّت الرياح فوق سحف الجبل بسرعة، فبرد الهواء في دقائق قليلة.
باد به سرعت از دامنه کوهها گذشت و هوا در عرض چند دقیقه خنک شد.