زَحْلُوقة
🌐 اسکیها
«زحلوقة» به جای لغزنده، سطح سر دادن، یا محلی که پا بر آن سُر میخورد گفته میشود. در فارسی میتوان آن را به «سطح لغزنده» یا «جای سر خوردن» نزدیک دانست.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اسلاید
جمله سازی با زَحْلُوقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الصغير يصعد السلم ثم ينزل من زحلوقة بسرعة وهو يضحك.
پسر بچه از نردبان بالا میرفت و بعد در حالی که میخندید، سریع از سرسره پایین میآمد.
💡 لعب الأطفال على زحلوقة الحديقة طوال العصر دون أن يشعروا بالملل.
بچهها تمام بعد از ظهر را بدون اینکه حوصلهشان سر برود، روی سرسره باغ بازی کردند.
💡 اشترت المدرسة زحلوقة جديدة للروضة لتشجيع التلاميذ على اللعب الآمن.
مدرسه یک سرسره جدید برای مهدکودک خرید تا دانشآموزان را به بازی ایمن تشویق کند.