زَحَفْتُ

🌐 خزیدم

این فعل به معنای «من خزیدم»، «من به‌آرامی پیش رفتم» یا «من با زحمت و تدریج حرکت کردم» است. بسته به بافت، می‌تواند به حرکت واقعی روی زمین یا پیشروی آهسته در مسیر یا جنگ اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خزیده

📌 خزش کرد

📌 راهپیمایی کرد

📌 خزیدن

📌 غلتیده شده

📌 من می‌خزم

جمله سازی با زَحَفْتُ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زحفت الحشرات الصغيرة على الجدار حتى وصلت إلى النافذة المفتوحة.

حشرات کوچک از دیوار بالا خزیدند تا به پنجره باز رسیدند.

💡 زحفت السيارة القديمة ببطء شديد بسبب عطل في المحرك.

ماشین قدیمی به دلیل نقص موتور خیلی آهسته خزید.

💡 زحفت الأمواج إلى الشاطئ بهدوء في صباحٍ ساكنٍ وجميل.

امواج در یک صبح آرام و زیبا، به آرامی به سمت ساحل می‌خزیدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران