زَحْزَح

🌐 باج

«زحزح» به دور کردن، عقب بردن، کنار زدن یا تدریجاً از جایی دور کردن گفته می‌شود. این واژه معمولاً نشان می‌دهد که چیزی یا کسی را با زحمت و به‌تدریج از موضعی جابه‌جا کرده‌اند.

فعل (verb)

📌 حذف

📌 هل دادن

📌 قاپ زدن

جمله سازی با زَحْزَح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مع هبوب الرياح، بدأت الأشجار زحزح أغصانها بقوة قرب النافذة.

با وزیدن باد، درختان شاخه‌هایشان را با شدت به سمت پنجره تکان می‌دادند.

💡 حاول العمال زحزح الصخرة الكبيرة عن الطريق باستخدام الحبال والأخشاب.

کارگران سعی کردند با استفاده از طناب و چوب، سنگ بزرگ را از جاده جابجا کنند.

💡 لم يستطع أحد زحزح الطاولة من مكانها لأنها كانت ثقيلة جدًا.

هیچ کس نمی‌توانست میز را از جایش تکان دهد چون خیلی سنگین بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران