زَجو

🌐 زاجو

«زجو» معمولاً به معنای راندن، هل دادن، یا حرکت دادن چیزی به‌سوی جلو همراه با تندی است. گاهی نیز به حرکت سریع و پی‌درپی اشاره دارد، یعنی چیزی را با فشار و شتاب به پیش بردن.

جمله سازی با زَجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الرياح زجو في الوادي فتحركت الأبواب والنوافذ بقوة.

باد در دره زوزه می‌کشید و در و پنجره‌ها به شدت تکان می‌خوردند.

💡 مرّ القطيع زجو بين الأشجار ثم اتجه نحو المرعى القريب من النهر.

گله از میان درختان گذشت و سپس به سمت چراگاه نزدیک رودخانه رفت.

💡 خرجت السيارة زجو عبر الطريق الترابي بسرعة كبيرة رغم كثافة الغبار.

ماشین با وجود گرد و غبار غلیظ، با سرعت زیاد از جاده خاکی عبور کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران