ريف

🌐 حومه شهر

«ريف» به‌معنای ناحیه‌ی روستایی، حومه‌ی شهر، یا منطقه‌ی غیرشهری و کشاورزی است. در عربی، این واژه در برابر «شهر» به کار می‌رود و به زمین‌های کشاورزی، روستاها و محیط‌های آرام و دور از مرکز شهری اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 حومه شهر

📌 کشور

📌 ریف

📌 شمال ایالت

فعل (verb)

📌 ریو

جمله سازی با ريف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زار المصور ريف الجبل ليصور المناظر الطبيعية والبيوت التقليدية.

عکاس برای عکاسی از مناظر و خانه‌های سنتی به حومه کوهستان سفر کرد.

💡 ‬مث االشتباك املسلح الذي حصل بني قوات سهيل احلسن‬ ‫وقوات ماهر يف ريف محاة‪

برای مثال، درگیری مسلحانه‌ای که بین نیروهای سهیل الحسن و نیروهای ماهر در حومه حما رخ داد.

💡 قضينا عطلة ممتعة في ريف هادئ تحيط به الأشجار والحقول الخضراء.

ما تعطیلات دلپذیری را در حومه‌ای آرام و احاطه شده با درختان و مزارع سبز گذراندیم.

💡 أحيط الخبير المستقل علماً بحالتين من المحتمل أن يكون قد تم فيهما إعدام مدنيَين أثنين بإجراءات موجزة في ريف بوجومبورا.

این کارشناس مستقل از دو مورد مطلع شد که در آنها دو غیرنظامی احتمالاً در منطقه روستایی بوجومبورا به طور خودسرانه اعدام شده‌اند.

💡 بعد التدريب، قاتل في معارك في جبل التركمان بمحافظة اللاذقية وفي ريف حلب قرب بلدة العزيزة.

پس از آموزش، او در نبردهای جبل الترکمان در استان لاذقیه و در حومه حلب در نزدیکی شهر العزیزه جنگید.

💡 يفضل كثير من الناس العيش في ريف بعيد عن ضجيج المدن الكبيرة.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در حومه شهر و به دور از سر و صدای شهرهای بزرگ زندگی کنند.