رطة
🌐 رتا
این واژه در عربیِ مشهور کمکاربرد و تا حدی نادر است. ممکن است در برخی متون بهعنوان اسم خاص یا صورت ضبطیِ واژهای نزدیک به «رطّة» بیاید، اما معنای عمومی و رایج آن برای همهی متون روشن نیست. اگر در بافت لغوی بررسی شود، معمولاً به حوزهی واژههای کممصرف و خاص مربوط میشود.
جمله سازی با رطة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حقائب ظه ر ملون ة على ش كل نه ر ينس اب نح و دوري ة ش رطة
کوله پشتی های رنگارنگ به شکل دو رودخانه که به سمت گشت پلیس سرازیر می شوند
💡 ألقى الصياد رطة في الماء قرب القارب.
ماهیگیر موشی را به آب نزدیک قایق انداخت.
💡 ظهرت رطة صغيرة بين الصخور على الشاطئ.
موش کوچکی در میان سنگهای ساحل ظاهر شد.
💡 م رت الش احنة بس الم من أرب ع نق اط تف تيش ي ديرها كالب وش رطة فرنس يون
کامیون از چهار ایست بازرسی که توسط پلیس و افسران فرانسوی اداره میشد، عبور کرد.
💡 أش عر بأش رطة الش مس الص فراء ت دخل ع المي من جديد
دوباره پرتوهای زرد خورشید را که وارد آبم میشوند، حس میکنم.