رسمی
🌐 رسمی
واژهای عربینویس / فارسینویس برای «رسمی» که همان معنای اداری، تشریفاتی، دولتی یا مورد تأیید را میرساند.
اسم (noun)
📌 تشریفات
صفت (adjective)
📌 رسمی
📌 رسمی شده
📌 معتبر
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 کراوات مشکی
جمله سازی با رسمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا التقرير رسمی ومختوم من الجهة المعنية.
این گزارش رسمی و دارای مهر مرجع مربوطه است.
💡 حصلت على دعوة رسمی لحضور الحفل مساء الجمعة.
من یک دعوتنامه رسمی برای شرکت در مهمانی عصر جمعه دریافت کردم.
💡 نحتاج إلى رد رسمی قبل البدء في تنفيذ المشروع.
قبل از اینکه بتوانیم اجرای پروژه را شروع کنیم، به یک پاسخ رسمی نیاز داریم.