راع

🌐 چوپان

از ریشه «رعی» است و می‌تواند معنی «مراقب، نگهبان، کسی که رعایت می‌کند» بدهد. در کاربرد دینی و ادبی، «راع» گاهی به معنای «چوپان / سرپرست» یا «کسی که مسئولیت دارد» نیز می‌آید.

اسم (noun)

📌 چوپان

📌 حامی

📌 کشیش

📌 گله دار

📌 سرایدار

📌 بزچران

📌 نگهبان

جمله سازی با راع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ألن كل فرد من أفراد اإلنسان مسؤول عن رعايا رعيتو التي ىي جوارحو‬ ‫وقواه كما ورد ‪:‬كمكم راع وكمكم مسؤول عن رعيتو‪

آیا هر انسانی مسئول مراقبت از گله خود که از اعضا و جوارح او تشکیل شده است، نیست، همانطور که گفته شد: «هر یک از شما چوپان هستید و هر یک از شما مسئول گله خود هستید»؟

💡 كان راع الغنم يقود القطيع إلى المرعى مع الفجر.

چوپانی هنگام سپیده دم گله را به چراگاه می‌برد.

💡 لعلي مجرد راع بقر عجوز عاطفي، لكن هذا شأني.

شاید من فقط یه کابوی پیر احساساتی باشم، اما این به خودم مربوطه.

💡 وقف راع قرب التل يراقب الخراف بعناية شديدة.

چوپانی نزدیک تپه ایستاده بود و با دقت گوسفندان را زیر نظر داشت.

💡 عمل راع بسيطًا في القرية منذ سنوات طويلة.

او سال‌ها به عنوان چوپان ساده در روستا کار می‌کرد.

💡 أصبحت مع زوجها راع غنمًا رئيسيًا، حيث قامت بتربية الآلاف من الأغنام وتجربة علاجات أمراض الغنم.

او و شوهرش به گله‌داران اصلی گوسفند تبدیل شدند، هزاران گوسفند پرورش دادند و روش‌های درمانی بیماری‌های گوسفندان را آزمایش کردند.

کلمات مرتبط