ذرا
🌐 دارا
فعل (verb)
📌 با خود بردن
📌 پراکنده کردن
📌 ایجاد کردن
جمله سازی با ذرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانَ ذرا السهلِ أخضرَ بعدَ موسمِ الأمطارِ الغزيرة.
دامنههای دشت پس از فصل بارانهای شدید، سرسبز بودند.
💡 امتدَّ ذرا الجبلِ أمامَنا حتى غابتِ الشمسُ خلفَ الأفق.
قلههای کوه تا زمانی که خورشید در پشت افق ناپدید شد، در برابر ما گسترده شده بودند.
💡 وقفَ المسافرُ على ذرا التلِّ يتأملُ القريةَ من بعيد.
مسافر بر فراز تپه ایستاده بود و از دور به روستا خیره شده بود.
💡 تفاجئ ربيع والتهم الذعر ما تبقى لديه من شجاعة فلم ير ذرا ًعا بدون معصم يد من قبل.
ربیع شگفتزده شد و وحشت، اندک جراتی را که برایش باقی مانده بود، از بین برد، زیرا قبلاً هرگز دستی را بدون مچ ندیده بود.