دونت
🌐 نکن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مدون شده
📌 او گرفت
📌 دونات
📌 وبلاگ نویسی شده
📌 او خط خطی کرد
📌 من گرفتم.
📌 او یادداشت کرد
📌 او نوشت
جمله سازی با دونت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أظن أنني دونت ما يكفي في المحكمة لمعرفة طريقة كتابة "تشاز"
فکر کنم توی دادگاه به اندازه کافی نوشتم که بدونم چطور باید اسم "چاز" رو هجی کنم.
💡 وزودت مخي ببطاقة دونت فيها مقدمة بيانات عامة عن ي اسالك شائكة من اضطراباتي النفسية.
مغزم را با کارتی مجهز کردم که روی آن مقدمهای بر اطلاعات عمومی در مورد اختلالات روانی آزاردهندهام نوشتم.
💡 قالت المعلمة للطلاب: دونت تنسوا إحضار الكتب غدًا.
معلم به دانش آموزان گفت: فراموش نکنید که فردا کتاب ها را بیاورید.
💡 أخبره المدرب: دونت تتأخر عن التمرين مرة أخرى.
مربی به او گفت: دوباره دیر به تمرین نیا.
💡 وقد دونت في إلاجابة عليه قصاصات ور قية عديدة.
من در پاسخ به آن، چندین تکه کاغذ نوشتم.
💡 دونت التاريخ يف فضاء ذاكرتها فسوف تصبح اليوم ا ًما.
تاریخ در فضای حافظه او ثبت شده است، بنابراین امروز او مادر خواهد شد.