دوج

🌐 سگ

«دوج» در عربی فصیح واژهٔ بسیار رایجی نیست و بیشتر به‌عنوان نام خاص، صورت محاوره‌ای، یا واژهٔ وام‌گرفته دیده می‌شود. گاهی ممکن است به‌عنوان نام برند، نام شخص، یا در زبان‌های دیگر وارد عربی شده باشد؛ بنابراین معنای آن به زمینهٔ کاربرد وابسته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 داگ

📌 دوج

جمله سازی با دوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب الطفل صورةً مع الدوج الذي وقف قرب الباب، ثم ضحك عندما اقترب منه.

کودک از سگی که نزدیک در ایستاده بود عکس خواست و وقتی به او نزدیک شد، خندید.

💡 شاهدنا الدوج في أحد المقاطع القصيرة، وكان يتحرك بسرعة بين الأشجار في الحديقة.

سگ را در یکی از کلیپ‌های کوتاه دیدیم که با سرعت در میان درختان پارک حرکت می‌کرد.

💡 في حفلة الشواء، فوجئ الجميع بلذة ألهوت دوج الجزر.

در باربیکیو، همه از خوشمزگی هات داگ هویج شگفت زده شده بودند.

💡 في بعض اللهجات، يُستعمل الدوج اسمًا لحيوانٍ صغير أو شخصٍ مرحٍ في الكلام اليومي.

در برخی گویش‌ها، «سگ» به عنوان نامی برای حیوان کوچک یا شخص شاد و سرزنده در گفتار روزمره به کار می‌رود.

💡 بعد الحفلة الموسيقية، اشترينا هوت دوج من عربة الطعام.

بعد از کنسرت، از کامیون فروش غذا هات داگ خریدیم.

💡 تفوح منك رائحة خمر الـ فودكا دوج فتح إحدى الزجاجات التي بالمكتب...

بوی ودکای سگ می‌دهی. یکی از بطری‌های دفتر را باز کن...

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران