کوج

🌐 کوج

«کوج» در عربیِ رایج واژه‌ای بسیار نادر است و معنای استانداردِ مشهور ندارد. احتمال دارد نام خاص، صورت محلی، یا واژه‌ای دخیل باشد که بسته به منطقه و منبع معنای متفاوتی بگیرد.

جمله سازی با کوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقفَ الصيادُ عندَ كوج النهرِ ينتظرُ عودةَ القاربِ من الضفةِ الأخرى.

ماهیگیر در کنار رودخانه ایستاده بود و منتظر بود تا قایق از آن طرف برگردد.

💡 بنى العمّالُ كوج ًا جديدًا لتسهيلِ عبورِ البضائعِ إلى الميناء.

کارگران برای تسهیل عبور و مرور کالاها به بندر، بندر جدیدی ساختند.

💡 يوجدُ كوج صغيرٌ قربَ الجسرِ يستريحُ فيه الناسُ في المساء.

کلبه کوچکی نزدیک پل وجود دارد که مردم عصرها در آنجا استراحت می‌کنند.

کلمات مرتبط