دواعي

🌐 دلایل

«دواعي» جمع «داعی» است و به معنای «انگیزه‌ها، علّت‌ها، سبب‌ها یا مقتضیات» می‌آید. این واژه در عربی برای بیان عواملی استفاده می‌شود که باعث انجام کاری می‌شوند یا زمینه‌ساز آن هستند. در فارسی نیز معمولاً در ترکیب‌هایی مثل «دواعیِ سفر» یا «دواعیِ سیاسی» به معنی «انگیزه‌ها و موجبات» به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دلیل برای

📌 زمینه سازی برای

📌 منبع

جمله سازی با دواعي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذكر الطبيب أن من دواعي الراحة شرب الماء والابتعاد عن الإرهاق الشديد.

پزشک اشاره کرد که یکی از راه‌های آرامش، نوشیدن آب و پرهیز از فشار بیش از حد است.

💡 إنه لمن دواعي سروري، رجل ارتي.

باعث افتخارمه، مرد آرتی.

💡 أوضح المدير أن من دواعي التأجيل سوء الأحوال الجوية في الطريق.

مدیر توضیح داد که دلیل تعویق، شرایط بد آب و هوایی در جاده بوده است.

💡 من دواعي سروري، (إيدي) - (ديليسيا)، (فيل)!

باعث افتخار من است، (ادی) - (دلیسیا)، (فیل)!

💡 ‬فمن دواعي سروري أن أكون السبب في تخطي الصعاب التي‬ ‫ستظهر في طريقنا‪

باعث افتخار من است که دلیل غلبه بر مشکلاتی باشم که در مسیرمان ظاهر خواهند شد.

💡 من دواعي السفر أن نتعرّف على ثقافات جديدة ونوسّع آفاقنا.

یکی از دلایل سفر، آشنایی با فرهنگ‌های جدید و گسترش افق دید ماست.

کلمات مرتبط