دمک
🌐 داماک
«دَمَک» در عربیِ کهن میتواند به صورت یک واژهی مشتق یا بخشی از یک ساختِ فعلی / اسمی به کار رود، اما بهتنهایی معنای ثابت و رایجِ بسیار مشهوری ندارد. در برخی بافتها ممکن است به «خونِ تو» یا «دمِ تو» نزدیک شود، چون ریشهی «دم» در عربی به خون و گاه جان و حیات اشاره دارد. بنابراین معنی دقیق آن کاملاً وابسته به متن است و بدون جملهی کامل نمیتوان ترجمهی قطعی داد.
جمله سازی با دمک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيتُ دمك على القميص الأبيض بعد الحادث، فطلبتُ من الممرضة تبديله فورًا.
بعد از تصادف، خون شما را روی پیراهن سفید دیدم، بنابراین از پرستار خواستم فوراً آن را عوض کند.
💡 غسل الطفل يديه بسرعة حتى لا تبقى آثار دمك على الحائط.
بچه دستهایش را سریع شست تا اثری از خون تو روی دیوار نماند.
💡 في المختبر، لاحظ الطبيب تغيّر لون دمك قبل أن تظهر بقية الأعراض.
در آزمایشگاه، پزشک قبل از اینکه بقیه علائم ظاهر شوند، متوجه تغییر رنگ خون شما شد.