دعس

🌐 لگدمال کردن

«دعس» به‌طور کلی به معنی لگدمال کردن، سخت کوبیدن، یا با فشار و شدت گذر کردن / فشردن است. در بعضی کاربردها می‌تواند حسّ خشونت، فشار، و زیر پا گذاشتن را برساند.

فعل (verb)

📌 پایکوبی

📌 آج

📌 پایمال کردن

جمله سازی با دعس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتبهَ السائقُ إلى دعس ِ الحيواناتِ على جانبِ الطريقِ، فخففَ السرعةَ بحذرٍ.

راننده متوجه حیوانات کنار جاده شد و با احتیاط سرعتش را کم کرد.

💡 ‫قاس هذا العالم الذي ال يرعوي عن دعس أنفسهم اله ّ‬ ‫شة‪

این دنیا بی‌رحم است، دنیایی که از زیر پا گذاشتن خودِ شکننده‌اش ابایی ندارد.

💡 في السوقِ، تركتِ الأقدامُ دعس ًا واضحًا على الأرضِ المبللةِ بعدَ هطولِ المطرِ.

در بازار، رد پاهایی که بعد از باران روی زمین خیس افتاده بودند، کاملاً مشخص بود.

💡 تعثرَ الطفلُ لأنَّهُ لم ينتبهْ إلى دعس ِ السيارةِ فوقَ الحصى قربَ المدخلِ.

کودک زمین خورد زیرا متوجه ماشینی که از روی شن‌های نزدیک ورودی رد می‌شد، نشد.

کلمات مرتبط