ابتلی
🌐 من رنجیده بودم.
این صورت معمولاً به معنی «مبتلا شد، آزموده شد، گرفتار شد» است و از همان ریشهٔ «ابتلاء» میآید. در متون عربی، هم برای رنج و گرفتاریهای دنیوی بهکار میرود و هم برای معنای دینیِ «امتحان شدن» در برابر خدا یا شرایط زندگی.
جمله سازی با ابتلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابتلیَ الشابُّ بتجربةٍ صعبةٍ علّمتهُ الصبرَ وحسنَ التصرفِ معَ الناس.
مرد جوان دچار تجربه سختی شد که به او صبر و شکیبایی و نحوه برخورد خوب با مردم را آموخت.
💡 ابتلیَت القريةُ بجفافٍ قاسٍ أثّرَ في الزراعةِ ومصادرِ المياهِ كلِّها.
این روستا دچار خشکسالی شدیدی شد که کشاورزی و تمام منابع آب را تحت تأثیر قرار داد.
💡 ابتلیَ كثيرٌ من الطلابِ بالتسويفِ، ثم ندموا عندما اقتربَ موعدُ الامتحان.
بسیاری از دانشآموزان دچار اهمالکاری بودند و سپس با نزدیک شدن به تاریخ امتحان، پشیمان میشدند.