دات

🌐 دات

«دات» در عربی به‌خودیِ‌خود یک واژهٔ مستقل و رایج در این صورت نیست و معمولاً یا صورتِ تحریف‌شده / غلط‌نویسیِ واژه‌ای دیگر است، یا در برخی لهجه‌ها و نقل‌های محاوره‌ای به‌کار می‌رود. اگر منظور «ذات» باشد، معنای آن «خودِ چیز، نفسِ شیء، همان» است؛ مثلاً در ترکیب‌هایی مثل «ذات اليد» یا «ذات الشأن» به‌معنای «دارایِ...» یا «صاحبِ شأن». اما در صورتِ نوشته‌شدهٔ «دات»، بدون بافت جمله، معنی دقیق و قطعی نمی‌توان داد.

اسم (noun)

📌 دات

📌 ریلی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دات

جمله سازی با دات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمعتُ داتَ الأخبارِ من صديقٍ يعملُ هناكَ.

این خبر را از یکی از دوستانم که آنجا کار می‌کند، شنیدم.

💡 في مقابلة، اعترف دات أن يكون مخبأة المخدرات في جواربه أثناء السفر إلى كشمير خلال أيام إدمانه.

دات در مصاحبه‌ای اعتراف کرد که در دوران اعتیادش، هنگام سفر به کشمیر، مواد مخدر را در جوراب‌هایش پنهان کرده بود.

💡 زارت داتُهُ في المساءِ بعدَ طولِ غيابٍ.

دخترش بعد از مدت‌ها غیبت، عصر به دیدنش آمد.

💡 كانت داتُ القصةِ مؤثرةً جدًا في الحاضرينَ.

این داستان برای حاضران بسیار تکان دهنده بود.

💡 ‫ور دات الف عــل الفيزيولوج يــة ال تــي ت بــديها بنيت هــا امل ســتنبطة ذات هــا

واکنش‌های فیزیولوژیکی که توسط ساختار این مکانیسم مشتق‌شده نشان داده می‌شوند، بدیهی هستند.

💡 ‬الال واألخروم يالتدوم‬ ‫أم دات خررن محيحيي س ببوف يص ببيب ضص ببر الال و لللاب س ببتراع د‪.

اللا و الاخروم یالتدوم ام دات خران محیحی صبوف یس بیب ذا ببار اللا و لابس بطرا د.

کلمات مرتبط