خمع
🌐 خاما
«خمع» در عربی به معنای نرم و سست شدن، یا با ناز و تکبر راه رفتن آمده است. در برخی منابع، برای حالت افتادگی یا خمیدگی نیز بهکار میرود. این واژه گاهی بار معناییِ حرکتِ همراه با ناز و تکلّف دارد.
جمله سازی با خمع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلس الرجل في زاوية الغرفة بخمعٍ واضحٍ بسبب شعوره بالخجل الشديد.
مرد در گوشه اتاق نشسته بود، آشکارا خجالت زده بود.
💡 بدت على وجهها علاماتُ خمعٍ عندما سألها المعلم أمام الصف.
وقتی معلم جلوی کلاس از او پرسید، نشانههای ترس در چهرهاش نمایان شد.
💡 حاول الطفل أن يتكلم، لكن خمعَهُ منعه من رفع صوته أمام الضيوف.
کودک سعی کرد صحبت کند، اما سکوتش مانع از آن میشد که صدایش را جلوی مهمانان بلند کند.