خمج
🌐 عفونت
«خمج» در عربی بهمعنای فساد، تباهی، چرکین شدن یا بوی بدِ ناشی از فساد است. این واژه بیشتر در متون قدیمی یا رسمی دیده میشود و برای توصیف چیزی که فاسد، آلوده یا تباه شده به کار میرود. در فارسی میتوان آن را به «فساد»، «چرکمردگی» یا «گندیدگی» نزدیک دانست، بسته به بافت جمله.
فعل (verb)
📌 تاب خوردن
📌 پوسیدگی
جمله سازی با خمج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نُقلَ الطفلُ إلى العيادةِ فورًا بسببِ خمجٍ جلديٍّ ظهرَ بعدَ اللعبِ في الحديقةِ.
این کودک به دلیل عفونت پوستی که پس از بازی در پارک ظاهر شده بود، بلافاصله به درمانگاه منتقل شد.
💡 قد يؤدي إهمالُ الجرحِ إلى خمجٍ يسببُ ألمًا شديدًا وارتفاعًا في الحرارةِ.
غفلت از زخم ممکن است منجر به عفونت شود که باعث درد شدید و تب بالا میشود.
💡 أشارَ الطبيبُ إلى وجودِ خمجٍ بسيطٍ، وطلبَ من المريضِ الراحةَ وتناولَ الدواءِ بانتظامٍ.
پزشک به عفونت جزئی اشاره کرد و به بیمار توصیه کرد که استراحت کند و داروهایش را مرتب مصرف کند.