خفج
🌐 خواف
این واژه در عربی به معنی ضربه زدنِ ناگهانی، تند تکان دادن، یا لرزاندنِ چیزی بهطور سریع و سبک به کار میرود. در برخی کاربردها میتواند بر حرکت کوتاه و شتابدار نیز دلالت کند.
جمله سازی با خفج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعنا خفج الباب الخشبي قبل أن يدخل الضيف إلى الغرفة.
قبل از اینکه مهمان وارد اتاق شود، صدای جیرجیر در چوبی را شنیدیم.
💡 كان خفج المطر على السطح يكسر صمت الليل الهادئ.
صدای شرشر باران روی سقف، سکوت شب را میشکست.
💡 أصدر المحرك خفج ًا خفيفًا عند بدء التشغيل في الصباح الباكر.
موتور صبح زود موقع روشن شدن یه صدای تق تق خفیفی میداد.