خطت
🌐 او نوشت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او قدم گذاشت
📌 ساخته است
📌 گرفته است
📌 او گرفت
📌 گرفته بود
جمله سازی با خطت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطت رؤيا عدة خطوات عائدة إلي منزلها ولكنها توقفت فجاة كأنما كانت تفكر في امرا ما
رؤیا چند قدم به سمت خانهاش برداشت، اما ناگهان ایستاد، انگار که داشت به چیزی فکر میکرد.
💡 وما أن خطت خطوات نحو مطبخها لتعد الطعام ألوالدها حتى رن التليفون
هنوز چند قدمی به سمت آشپزخانهاش برنداشته بود تا برای پدرش غذا درست کند که تلفن زنگ خورد.
💡 الحكومة خطت خطوات مهمة لتحسين الخدمات العامة في المدن الصغيرة والقرى.
دولت گامهای مهمی برای بهبود خدمات عمومی در شهرهای کوچک و روستاها برداشته است.
💡 المعلمة خطت على السبورة عنوان الدرس قبل أن تبدأ بشرح التفاصيل.
معلم قبل از اینکه شروع به توضیح جزئیات کند، عنوان درس را روی تخته نوشت.