ابا

🌐 پدر

«أبى / أبا» از ریشهٔ «أبى» به معنای سر باز زدن، نپذیرفتن، امتناع کردن و نپسندیدن است. وقتی گفته می‌شود کسی «أبا» کرده، یعنی از انجام کاری خودداری کرده یا آن را رد کرده است. این واژه در عربی فصیح هم معنای امتناع ارادی و هم گاهی سرکشی و نپذیرفتن را می‌رساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 والدین

📌 ابو

📌 پدر

📌 بابا

📌 آپا

جمله سازی با ابا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظهر لفظ الفتح ابا في المستند، فطلب المدير مراجعته.

کلمه «فتح» در سند ظاهر شد، بنابراین مدیر درخواست بررسی آن را کرد.

💡 جاءَ ابا أحمدَ متأخرًا بسببِ ازدحامِ الطريقِ في ساعةِ الذروةِ.

ابو احمد به دلیل ازدحام ترافیک در ساعات شلوغی دیر رسید.

💡 سألنا عن الطيب ابا لأنه معروفٌ بحكمته وخبرته في شؤون القرية.

ما درباره طیب ابا پرسیدیم زیرا او به خاطر خرد و تجربه‌اش در امور روستا شناخته شده است.

💡 التقيتُ الطيب ابا في السوق، وكان يتحدث مع الناس بابتسامةٍ هادئة.

من طیب ابا را در بازار ملاقات کردم، او با لبخندی آرام با مردم صحبت می‌کرد.

💡 كان الحكم ابا معروفًا بالحزم في إدارة شؤون الناس.

حاکم به خاطر قاطعیتش در اداره امور مردم شناخته شده بود.

💡 قالوا في القريةِ: ابا فلانٍ معروفٌ بحكمتِهِ وهدوئِهِ بين الناسِ.

در روستا گفتند: ابو فلان به عقل و آرامش در میان مردم معروف است.

💡 قالَ الابنُ: ابا يا، لقد أصلحتُ الحاسوبَ بعدَ أن تعطلَ أمسِ.

پسر گفت: بابا، من دیروز کامپیوتر را بعد از اینکه خراب شد، تعمیر کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران