خزع

🌐 برداشتن

به معنای «بریدن، قطع کردن، جدا کردن، یا پاره کردن» آمده است؛ واژه‌ای است که مفهوم جدا شدن بخشی از چیزی را می‌رساند.

فعل (verb)

📌 مغز استخوان

جمله سازی با خزع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أثار خزع الورقة من الدفتر انتباه المعلم أثناء الحصة.

پاره شدن کاغذ از دفترچه، توجه معلم را در حین درس جلب کرد.

💡 حدث خزع في الحبل بسبب شدّه أكثر من اللازم.

طناب پاره شد چون خیلی محکم کشیده شده بود.

💡 سمعنا صوت خزع الخشب عندما انكسر الكرسي فجأة.

وقتی صندلی ناگهان شکست، صدای ترق تروق شنیدیم.

کلمات مرتبط