خزان

🌐 مخزن

خزان در عربی به معنی «پاییز» است و معادل «خريف» به‌شمار می‌رود؛ البته در برخی کاربردها ممکن است به «افتادن برگ‌ها» یا حال‌وهوای پاییزی نیز اشاره کند. در فارسی، این واژه هم به‌صورت «خزان» رایج است و هم به معنای ادبیِ «پاییز» به کار می‌رود.

جمله سازی با خزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وُضع خزان كبير في سطح المبنى لتأمين المياه للسكان.

یک مخزن بزرگ روی پشت بام ساختمان قرار داده شده بود تا آب مورد نیاز ساکنان را تأمین کند.

💡 امتلأ خزان الماء بعد هطول المطر الغزير طوال الليل.

مخزن آب پس از باران شدیدی که در طول شب باریده بود، پر شد.

💡 يحتاج السائق إلى فحص خزان الوقود قبل السفر لمسافة طويلة.

راننده قبل از طی مسافت طولانی باید مخزن سوخت را بررسی کند.

💡 هذا المهرجان هو بمثابة خزان أسماك القرش.

این جشنواره مثل یه آکواریوم میمونه.

💡 لاحظ الميكانيكي تسربًا من خزان للبنزين، فنصح صاحب السيارة بعدم تشغيلها.

مکانیک متوجه نشتی از باک بنزین شد و به صاحب خودرو توصیه کرد که آن را روشن نکند.

💡 انفجر خزان التخزين، مما أدى إلى إطلاق الغاز في الغلاف الجوي.

مخزن ذخیره منفجر شد و گاز را به جو آزاد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران