خدام

🌐 خدمتکاران

جمعِ «خادم» است و به معنی خدمت‌گزاران، نوکران، یا کسانی است که در جایی به خدمت مشغول‌اند. این واژه می‌تواند برای کارکنان یک مکان مذهبی، درباری، یا هر مجموعه‌ای که وظیفه خدمت‌رسانی دارند به کار برود و در متون کلاسیک عربی و فارسی نیز بسیار دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خدمتگزاران

📌 وزرا

📌 نوکرانِ

📌 خدام

جمله سازی با خدام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان خدام القصر قديمًا مسؤولين عن ترتيب الغرف وتقديم الضيافة.

در گذشته، خدمتکاران کاخ مسئول مرتب کردن اتاق‌ها و پذیرایی از مهمانان بودند.

💡 وفي الواقع، فإن الصحفيين، المتهمين بأنهم خدام النظام، أصبحوا هدفا ذا أولوية للإرهاب السلفي.

در واقع، روزنامه‌نگاران، که متهم به خدمتگزاری به رژیم هستند، به هدف اصلی تروریسم سلفی تبدیل شده‌اند.

💡 ثم قال لي هذه العبارة, خدام كثيرون يعيشون ويموتون دون أن يدخلوا المرحلة الأولى للخدمة التي أعددتها لهم.

سپس این عبارت را به من گفت: «بسیاری از خدمتگزاران بدون اینکه حتی وارد اولین مرحله خدمتی که برایشان آماده کرده‌ام شوند، زندگی می‌کنند و می‌میرند.»

💡 ساعد خدام المدرسة في تجهيز القاعة قبل بدء الحفل السنوي.

خدمتکاران مدرسه قبل از شروع مراسم سالانه به آماده‌سازی سالن کمک کردند.

💡 يعمل خدام المسجد منذ الفجر لتنظيف المكان واستقبال المصلين.

خادمان مسجد از سپیده دم مشغول نظافت این مکان و پذیرایی از نمازگزاران هستند.

💡 لا يكن هناك سوء نية بين خدام الملك.

نباید هیچ کینه و دشمنی بین خدمتگزاران پادشاه وجود داشته باشد.

کلمات مرتبط