خانق

🌐 گرفتگی

«خانق» به‌طور دقیق یک صورت بسیار رایج و معیارِ شناخته‌شده در عربی فصیح نیست، اما اگر از نظر ساخت به آن نگاه کنیم، می‌تواند به ریشه‌هایی نزدیک به خنق مربوط باشد؛ یعنی تنگ‌کردن راه نفس، فشار آوردن بر گردن، یا به‌طور مجازی ایجاد خفگی و فشار شدید. بنابراین این صورت را می‌توان به چیزی مربوط دانست که حالت فشار، تنگی یا خفقان ایجاد می‌کند.

فعل (verb)

📌 دریچه گاز

📌 تنگه

صفت (adjective)

📌 خفه کننده

📌 گرفتگی

📌 کلاستروفوبیک

📌 خفگی

جمله سازی با خانق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هل يمكن أن أفتح النافذة قليلًا لأن الجو خانق هنا؟

میشه یه کم پنجره رو باز کنم چون اینجا خیلی گرفته‌ست؟

💡 الجو خانق اليوم، لذلك فضلت البقاء في البيت.

هوا امروز خیلی سرد بود، برای همین ترجیح دادم خونه بمونم.

💡 كان الهواء خانق في الغرفة الصغيرة بعد انقطاع الكهرباء.

بعد از قطع شدن برق، هوای اتاق کوچک خفه و گرفته بود.

💡 شعرتُ بأن النقاش أصبح خانق ومزعجًا للجميع.

احساس کردم بحث برای همه خفه کننده و آزاردهنده شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران