خافوا
🌐 آنها ترسیدند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آنها ترسیدند
📌 ترس
📌 ترسیده بودند
جمله سازی با خافوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس خافوا علي األطفال يوصلهم ميكرب بعد النزيف وانقباض الرحم اللي حصل.
اما آنها میترسیدند که بچهها بعد از خونریزی و انقباضات رحمی که رخ داده بود، آلوده شوند.
💡 في القصة، خافوا أن يشنقوا السجين قبل وصول الحاكم.
در داستان، آنها میترسیدند زندانی را قبل از رسیدن فرماندار دار بزنند.
💡 الجماعة نسوا يصحوه وخلوه نايم في المسيد الظاهر خافوا لو قام من النوم ي ضربهم وال حاجة.
گروه فراموش کردند او را بیدار کنند و او را در مسجد خواب گذاشتند. ظاهراً آنها میترسیدند که اگر او بیدار شود، به آنها یا چیزی شبیه به این برخورد کند.
💡 بل أُريكم مِمَّن تخافون: خافوا من الذي بعدما يَقتُل، له سلطانٌ أن يُلقي في جهنَّم.
اما به شما نشان میدهم که از چه کسی باید بترسید: از کسی بترسید که پس از کشتن، اختیار دارد به جهنم بیندازد.
💡 الأطفالُ خافوا من وزغ ٍ ظهرَ قربَ النافذةِ أثناءَ المطر.
بچهها از مارمولکی که موقع باران نزدیک پنجره ظاهر میشد، ترسیدند.
💡 لقد قضيت حياتي كلها في التعامل مع الخدم فأنا أعرفهم جيدا؛ الخدم ال يعملون بكفاءة إال إذا خافوا
من تمام عمرم را با خدمتکاران سر و کار داشتهام، بنابراین آنها را خوب میشناسم؛ خدمتکاران فقط اگر بترسند، کارآمد کار میکنند.