حنجر
🌐 گلو
حنجر معمولاً به ریشه و شکل مربوط به گلو و حنجره نزدیک است و میتواند به معنای بخش گلو یا گردن بهکار رود، اما شکل رایجتر آن «حنجرة» است. این صورت در بسیاری از موارد بهعنوان صورت صرفی یا نادر از همان مفهوم گلو تلقی میشود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 با ناله
جمله سازی با حنجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أصيبَ المغنيُّ في حنجر ِه بعدَ الحفلِ الطويلِ والباردِ.
این خواننده پس از کنسرت طولانی و سرد، از ناحیه گلو دچار آسیب دیدگی شد.
💡 نصحَ الطبيبُ الرجلَ بأنْ يريحَ حنجر َهُ لعدةِ أيامٍ.
پزشک به مرد توصیه کرد که چند روزی به گلویش استراحت بدهد.
💡 شعرَ الطفلُ بألمٍ خفيفٍ في حنجر ِه بعدَ الصراخِ المتواصلِ.
کودک پس از جیغهای ممتد، درد خفیفی در گلویش احساس کرد.