حميمة

🌐 صمیمی

«حَميمة» می‌تواند مؤنثِ «حَميم» یا نامی خاص باشد. در کاربرد عمومی، اگر به‌عنوان صفت یا اسم مؤنث فهمیده شود، به چیزی گفته می‌شود که بسیار گرم، صمیمی یا نزدیک است؛ اما در متون عربی، «حميمة» گاهی به‌عنوان نام مکان، نام شخص، یا صورت خاصی از یک واژه نیز دیده می‌شود. بنابراین معنای دقیق آن به زمینه بستگی دارد، ولی هستهٔ معنایی آن معمولاً حول گرما، صمیمیت یا نزدیکی می‌چرخد.

جمله سازی با حميمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الأحياء القديمة، ما زالت العائلات تحافظ على جلساتٍ حميمة مساءً.

در محله‌های قدیمی، خانواده‌ها هنوز هم دورهمی‌های صمیمانه‌ی عصرگاهی را حفظ می‌کنند.

💡 انتشرت شائعات بأن العمدة على علاقة حميمة مع مطوري العقارات المحليين.

شایعاتی مبنی بر رابطه صمیمی شهردار با توسعه‌دهندگان املاک محلی پخش شده است.

💡 ‬بقت عالقته حميمة بالدمية التي‬ ‫أصبحت ال تغادر رسيره عىل األطالق‪

رابطه او با عروسک صمیمی ماند؛ عروسک هرگز از رختخوابش بیرون نرفت.

💡 كانت بينهما علاقةٌ حميمة مبنية على الاحترام والثقة المتبادلة.

آنها رابطه‌ای نزدیک و مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل داشتند.

💡 بدت الأمسيةُ حميمة بفضل الأضواء الخافتة والحديث الهادئ.

به لطف نور کم و گفتگوی آرام، شب حس صمیمیت خاصی داشت.

💡 يسرّني أنّكِ وجدتها لكنّ قطعة حميمة لا تستحقّ أنْ تخاطري بحياتك لأجلها

خوشحالم که پیداش کردی، اما یه چیز خیلی خصوصی ارزش نداره که جونت رو براش به خطر بندازی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران