حقيبته

🌐 کیفش

یعنی «کیف او» یا «کیفِ او (مذکر)»؛ این واژه از «حقيبة» + ضمیر «ـه» ساخته شده و به کیفی که متعلق به یک مرد یا یک فرد مذکر است اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کوله پشتی اش

📌 کیفش

📌 چمدانش

📌 کیف دستی‌اش

📌 بسته‌اش

جمله سازی با حقيبته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دخل تالميذ المدرسة مبكرًا هذا الصباح، وكل واحد يحمل حقيبته بترتيب.

دانش‌آموزان امروز صبح زود وارد مدرسه شدند و هر کدام کیف خود را با نظم و ترتیب حمل می‌کردند.

💡 وصل الطبيب وهو يحمل حقيبته السوداء إلى المستشفى بسرعة.

دکتر با کیف مشکی‌اش به سرعت به بیمارستان رسید.

💡 وضع الأب حقيبته على الأريكة ثم خرج لدقائق.

پدر کیفش را روی مبل گذاشت و سپس برای چند دقیقه بیرون رفت.

💡 اولم الطالبُ حقيبته بسرعةٍ قبل أن يغادر الصف.

دانش‌آموز قبل از اینکه از کلاس خارج شود، سریع کیفش را جمع کرد.

💡 حاول المسافر أن يجد أهلرب بعد أن ضاعت حقيبته في المطار المزدحم.

مسافر پس از گم شدن کیفش در فرودگاه شلوغ، سعی کرد اهلب را پیدا کند.

💡 ‫لكنهم كانوا لصوصاً أو ربما استزلهم الشيطان حين أودع “أكرم” حقيبته أمانةً لديهم‪

اما آنها دزد بودند، یا شاید شیطان آنها را وسوسه کرد وقتی اکرم کیفش را به آنها امانت داد.

💡 حمل املسافر حقيبته الصغيرة واتجه مباشرة إلى بوابة المغادرة.

مسافر کیف کوچکش را برداشت و مستقیم به سمت گیت خروجی رفت.

💡 تدلت حقيبته من كتفه وهو يركض مسرعًا إلى محطة القطار.

کیفش از شانه‌اش آویزان بود و با سرعت به سمت ایستگاه قطار می‌دوید.

💡 خرج الطفل بغري من البيت بعد أن نسي حقيبته على الطاولة.

کودک بعد از اینکه کیفش را روی میز فراموش کرد، با عجله خانه را ترک کرد.

💡 جعمسُ المسافرُ حقيبته بسرعة ثم اتجه إلى البوابة قبل الإقلاع.

مسافر به سرعت چمدانش را بست و قبل از پرواز به سمت گیت رفت.

💡 احتفظ الطفل بلعبته في حطف حقيبته حتى لا تضيع أثناء السفر.

کودک اسباب‌بازی‌اش را در ته کیفش نگه می‌داشت تا هنگام سفر گم نشود.

💡 حترک الطفل حقيبته قرب الباب ثم خرج للعب.

کودک کیفش را نزدیک در گذاشت و سپس برای بازی بیرون رفت.

کلمات مرتبط