حطبا

🌐 هیزم

«حطبا» می‌تواند به‌صورت هیزم یا چوب برای سوخت فهمیده شود، و گاهی نیز شکلِ منصوبِ واژهٔ «حطب» است. در عربی، بسته به جمله، این صورت ممکن است حالت دستوریِ خاصی داشته باشد. در معنای عمومی، همان چوب خشک و سوختنی است که برای آتش به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 هیزم

📌 چوب

📌 چوب سوخت

جمله سازی با حطبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاد الرجل من الغابة يحمل حطبا يكفي لأسبوع كامل.

مرد از جنگل برگشت و هیزم کافی برای یک هفته‌ی کامل را با خود برد.

💡 وضع العامل حطبا بجانب البيت قبل حلول المساء.

کارگر قبل از غروب، هیزم را کنار خانه گذاشت.

💡 اشترت المرأة حطبا جافًا لتعد الطعام على الموقد التقليدي.

آن زن هیزم خشک خرید تا روی اجاق سنتی غذا بپزد.

💡 فقد قال أحدهم، لم يكن بإمكاننا الحصول على المياه وكان علينا أن نجد حطبا لإشعال النار (...).

یکی از آنها گفت: «ما نمی‌توانستیم آب پیدا کنیم و مجبور شدیم هیزم پیدا کنیم تا آتش روشن کنیم (...)»

💡 فإن لم نعالج الفقر في البلدان النامية، سيظل الفقراء يدمرون البيئة بقطع الأشجار لاستخدامها حطبا والانخراط في ممارسات زراعية سيئة.

اگر به فقر در کشورهای در حال توسعه رسیدگی نکنیم، فقرا با قطع درختان برای هیزم و انجام شیوه‌های نادرست کشاورزی به تخریب محیط زیست ادامه خواهند داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران