حصانا
🌐 اسب
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اسب
📌 اسب بخار
📌 اچ پی
📌 پونی
📌 بی اچ پی
جمله سازی با حصانا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيت حصانا أبيض يركض قرب النهر عند الغروب.
هنگام غروب آفتاب اسب سفیدی را دیدم که در نزدیکی رودخانه میدوید.
💡 اشترى المزارع حصانا جديدًا ليساعده في أعمال الحقل.
کشاورز اسب جدیدی خرید تا در کار مزرعه به او کمک کند.
💡 وكان الحظ إلى جانب كامارا الذي امتطى حصانا سريعا وفر ناجيا بحياته بعد تلك املجزرة الرهيبة.
شانس با کامارا یار بود، زیرا او پس از آن قتل عام وحشتناک، سوار بر اسبی تیزپا شد و جان خود را نجات داد.
💡 «أرى حصانا أبيض ومركبة بيضاء يقف العروسان عليها».
«من یک اسب سفید و یک ارابه سفید میبینم که عروس و داماد روی آن ایستادهاند.»
💡 ربح الفارس حصانا قويًا بعد منافسة صعبة في الميدان.
سوارکار پس از یک رقابت سخت در میدان، اسبی قوی را برنده شد.